×
اطلاعات شما


اطلاعات سوژه / افراد

×

×

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سید حسن موسوی خراسانی

شهر آباده و سرودهای انقلابی

بعد از انقلاب اسلامی شهر آباده گروههای سرود بسیاری را تجربه کرده است. تقریباً در هر مدرسه یکی دو گروه سرود فعال بوده و مساجد فعال نیز گروه سرود داشتهاند. اما از این میان، گروه سرود امورتربیتی و گروه سرود پادگان ولیعصر آباده شهرت بیشتری دارند. شهر آباده را مهد سرودهای انقلابی نیز نامیدهاند، به همین دلیل امسال دومین جشنواره کشوری سرودهای انقلاب و دفاع مقدس با نام “قصه بابا” در ایام الله دهه فجر در این شهر برگزار میشود.

aaaa

 

اشاره:

بعد از انقلاب اسلامی شهر آباده گروه‌های سرود بسیاری را تجربه کرده است. تقریباً در هر مدرسه یکی دو گروه سرود فعال بوده و مساجد فعال نیز گروه سرود داشته‌اند. اما از این میان، گروه سرود امورتربیتی  و گروه سرود پادگان ولیعصر آباده شهرت بیشتری دارند. شهر آباده را مهد سرودهای انقلابی نیز نامیده‌اند، به همین دلیل امسال دومین جشنواره کشوری سرودهای انقلاب و دفاع مقدس با نام “قصه بابا” در ایام الله دهه فجر در این شهر برگزار می‌شود.در تحقیقی که در مورد گروه سرود امور تربیتی آباده داشتیم به عالمی وارسته و ساده زیست برخوردیم. حجت السلام و المسلمین سید حسن موسوی خراسانی که از سال 63 تا الان امام جمعه آباده است؛ چهره‌ای آرام و متواضع دارد و با خوش رویی پذیرای ما بود. مردم آباده به شدت او را دوست دارند و در چند باری که می‌خواسته از آباده مهاجرت کند مردم شهر مانعش می‌شوند. حضور ایشان در آباده منشا خدمات بی شماری بوده است؛ از تاسیس حوزه علمیه و ساخت حسینیه تا همکاری در احداث بیمارستان. ایشان در تمامی این سال‌ها پشتوانه معنوی گروه سرود آباده نیز بوده است. خاطرات زیر حاصل بخشی از دو جلسه گفت‌وگو با ایشان است:

 

طلبگی

 بعد از اتمام دوره تحصیلی‌ام، در شانزده سالگی طلبه شدم. به تناسب این که معمولاً کار طلبه کار فرهنگی است، من از جوانی در محافل و مجالس گاهی سخنرانی و منبر داشتم. در شهرستان سرایان که آن وقت بخشی از جنوب خراسان بود تحصیل علوم دینی را آغاز کردم. سپس به فردوس آمدم. یک سالی در فردوس بودم. بعد هم به مدرسه علمیه کاشمر رفتم و بعد از آن هم درحوزه علمیه مشهد مشغول به تحصیل علوم دینی شدم. بعد از مدتی به قم رفتم. اما به دلیل ازدحام جمعیتِ طلاب در قم و کمبود جا به حوزه علمیه شهرستان نزدیک قم، کاشان رفتم. دست روزگار ما را در کاشان پاگیر کرد. آنجا درس خواندم و ازدواج کردم. فعالیت‌های انقلابی‌ام را در مسجد زینبیه کاشان داشتم و با انقلابیون در ارتباط بودم. کل دوره سطح را در کاشان محضر آیت‌الله یثربی و اساتید دیگر گذراندم و در روز هفده شهریور سال 1357 در اوج انقلاب به قم آمدم.

 

امام جمعه آباده شدم

به قم که آمدم در درس خارج آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، آیت‌الله ستوده، آیت‌الله محقق و آقایان دیگر حضور داشتم. بعد از شش سال اقامت در قم به من پیشنهاد دادند برای امامت جمعه به بعضی از شهرهای ایران بروم اما به دلیل ادامه تحصیل یا به بهانه‌های دیگر نشد. تا اینکه جمعی از انقلابیون و متدینین محترم شهر آباده به قم آمدند و از من دعوت کردند که به آباده بیایم و امام جمعه این شهر شوم. خلاصه پذیرفتم و به آباده آمدم و تا کنون امام جمعه این شهر هستم.

 

دفتر امام جمعه و همه نوع مراجعه

دفترامام جمعه آباده مرکز مراجعات همه کار هست. یک روزی با مرحوم آقای موحد(مدیر دفتر امام جمعه و یکی از انقلابیون و عرفای خوش نام آباده) در دفتر نشسته بودیم. یک بنده خدایی با عجله دم در آمد. کفشهایش را در آورده و نیاورده گفت، لوله آب کوچه شهید شاکر خراب شده! بعد هم بلافاصله کفشش را پایش کرد و رفت. ما هم زنگ زدیم به اداره آب و پیگیری کردیم تا این مشکل برطرف شود. بعد از این ماجرا آقای موحد گفت: وقتی مردم این جوری جواب می‌شنوند و مشکلاتشان به این صورت زودتر حل می‌شود، چرا به اداره آب زنگ بزنند. خب به دفتر ما می‌آیند دیگر. الآن هم همین طور است. طرف مریض دارد، از اداره‌ای گله دارد، با دادگاه کار دارد، استخاره می‌خواهد، می‌خواهد در گوش فرزندش اذان و اقامه بخواند، می‌خواهد عقد بکند، با این که من جایی نمی‌روم، همین دفتر، محل همه‌ی این مراجعات است.

 

65 مسجد داریم؛ همه هم فعال

آباده تا همین سال‌های اخیر یکی از مراکز مهم فرق ضاله بهائیه، صوفیه و شیخیه بوده است و البته انجمن حجتیه هم در این شهر بسیار فعال بوده است. این شهر شیعه نشین در تمامی این سال ها حیات خلوت فرق ضاله بوده است. برای مبارزه با این فرق باید کاری صورت می‌گرفت. روزی که به آباده آمدم اصلاً حوزه علمیه نداشت. به این معنا که در این شهر مرکزی برای نشر و گسترش فرهنگ ناب شیعه وجود نداشت. اما حالا الحمدالله به برکت خون شهدا سه‌تا حوزه علمیه با قریب 340 طلبه برادر و خواهر در شهر آباده وجود دارد که از مهمترین مراکز فرهنگی و تبلیغی شهر حساب می‌شود. الآن بیش از نود مُبلغ برای نماز و تبلیغ به شهرهای اطراف آباده می‌روند. علاوه بر این، 65 مسجد داریم که نماز جماعت و امام جماعت دارد و همه‌شان هم فعال هستند.

 

اولین دیدار با آیت الله خامنهای

سال 1347 در فردوس زلزله‌ای آمد که همه شهر را ویران کرد. غیر از مسجد. مسجد جامع ترک‌های شدیدی برداشت ولی فرو نریخت. فردوس شهر دارالمؤمنین بود. از همان ابتدای زلزله، بیشترین کمک از ناحیه علمای مشهد برای زلزله‌زده‌ها‌ می‌آمد. کمپ امداد روحانیت در فردوس و محل حادثه تشکیل شد و مقام معظم رهبری که آن وقت طلبه جوانی بودند به عنوان نماینده علمای مشهد حضور داشتند و به امور رسیدگی می‌کردند. کامیون، کامیون نان و آذوقه و وسایل مورد نیاز را می‌آوردند. همه اینها در این کمپ پیاده می‌شد و از آنجا توزیع می‌شد. ما هم پادو بودیم. سال‌های اول طلبگی‌ام بود. با همه مشکلات و مصائبی که برای مردم پیش آمده بود، به ابتکار مقام معظم رهبری اتفاق خوبی صورت گرفت. جلسات روضه با صفایی در آنجا برگزار می‌شد. خیمه و چادری زده بودند و بین آن‌ها را فرش انداخته بودند و چراغ‌های قوی گذاشته بودند. آقای خامنه‌ای هم منبر می‌رفت. ایشان هم که انقلابی انقلابی. به حدی که چند شب که منبر رفتند ساواک و شهربانی دنبال ایشان افتادند و آقا از آنجا رفتند.

 

مادر برام قصه بگو

گروه سرود امور تربیتی آباده در آذرماه سال 66 در مانور لشکریان بسیج استان فارس در محضر آیت‌الله خامنه‌ای رییس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران اجرا داشتند. بعد از این اجرا آقا می‌فرمایند که می‌خواهم بچه‌های گروه را ببینم. بنابراین بچه‌های گروه سرود به محل استانداری فارس و به دیدار آقا می‌روند. استاندار، مسئولین و برخی از وزرا هم بودند. آقا درخواست می‌کنند که بچه‌ها سرود “آلاله” را اجرا کنند. آقا از این سرود خیلی لذت می‌برند. بعد از اینکه گروه اجرا می‌کند حضرت آقا از آقای توکلی مربی گروه تعریف و تمجید می‌کنند و نکاتی را در مورد گروه سرود طرح می‌کنند و به آقای توکلی می‌گویند چیز تازه‌ای هم دارید که برایمان اجرا کنید. آقای توکلی گفتند یک سرودی داریم که هنوز کامل نشده ولی آقا اصرار می‌کنند که همان را اجرا کنید. گروه اجرا می‌کند و حضرت آقا بسیار خوشحال می‌شوند و تاکید می‌کنند که این سرود را کامل کنید و یک تکمله‌ای به شعرش بزنید که پیام حماسی داشته باشد. بعد از این ماجرا آقای توکلی با جدیت و تلاش این سرود را کامل کردند و قسمت‌هایی مثل: در جنگ با دشمن/ ننگِ که سازش کرد و خونم مگه رنگین‌ترِ خون حسینه و… به شعر اضافه شد. آقای توکلی هم که کارشناس این کار بودند. در واقع با نکته سنجی و تاکید حضرت آقا و تلاش و مهارت آقای توکلی این سرود یکی از جاودانه‌های هنر انقلاب اسلامی شد.

 

3-1 (2)

 

رابطهام با گروه سرود

بچه‌های گروه سرود از خودمان بودند. حتی پسرم مصطفی هم عضو گروه بود. روابط هم خیلی خوب بود. آقای توکلی هم خیلی ادب می‌کردند و در مورد گروه سرود خیلی با من در ارتباط بودند. یک بار ایشان از یزد با من تماس گرفتند و در مورد تکمله سرود باز این چه شورش است در مورد ابیات “زینب به سرزنان بهر چه می‌دود/ با ناله و فغان سوی که می‌رود/ او را چه می‌شود/ نامِ که می‌برد” از من سؤال پرسیدند و گفتند این تعبیر که زینب به سر زنان بهر چه می‌دود توهین به مقام حضرت زینب (س) نیست؟ گفتم نه. این اشکالی ندارد. در واقع آقای توکلی مقید بودند سرودهایشان منافاتی با مفاهیم و ارزش‌های اسلامی نداشته باشد و شاعر سرودهایشان هم خودشان بودند.

 

ذوق شناسی حضرت آقا

وقتی که بچه‌های گروه سرود امورتربیتی، سال 66 مهمان آیت‌الله خامنه‌ای در نهاد ریاست جمهوری بودند در یک محفل دوستانه بچه‌ها دورتا دور آقا نشسته بودند. آقای توکلی مربی گروه برایم این طور تعریف کردند که: دور آقا حلقه زدیم. همه نشسته بودند و آقا هم چهار زانو نشسته بود. بعد آقا به بچه‌ها گفتند هر کدامتان یک تک بیت بخوانید. همین جوری خیلی خودمانی. بچه‌ها هر کدام تک بیتی خواندند. گویا وقتی پسرم مصطفی می‌خواند، آقا فرموده‌اند این تُن صدای استان فارس نیست! ایشان بچه خراسان است. آقای توکلی هم گفته بود: بله. این پسر امام جمعه ما است و خراسانی است. این نشان از ذوق‌شناسی و نکته سنجی‌ مقام معظم رهبری  است.

نان، ماست و نوار

شهرستان آباده بیش از 400 شهید تقدیم انقلاب کرده و در سال‌های دفاع مقدس ستاد پشتیانی جنگ در این شهرستان فعال بوده است. در یکی از سال‌ها به همراه بازاری‌ها و مسئولین شهر با 24 کامیون پر از مواد غذایی و امکانات اولیه به جبهه‌های جنوب و غرب اعزام شدیم. هر جا که می‌رسیدیم، رزمندگان از گروه ما نان محلی و ماست نمی‌خواستند تنها چیزی که می‌خواستند نوار بود؛ نوار گروه سرود آباده. بیش از بیست کارتن نوار گروه سرود با خودمان برده بودیم و تمام شد. سرودهای بچه‌های آباده روحیه رزمندگان اسلام را تقویت می‌کرد و در پادگان‌ها این سرودها از بلندگو‌ها پخش می‌شد. رزمندگان با این سرودها بیدار می‌شدند، وضو می‌گرفتند و با معبود خود راز و نیاز می‌کردند. یک صحنه رویایی بسیار مطلوب و دلپذیری بود. مادرها برایشان نان و ماست فرستاده بودند، اما رزمندگان دنبال نوار سرود بچه‌های آباده بودند.

 

حمایت از گروههای سرود

سرود رضا رضا در سال 76 با زحمات آقای بهنام بیگی مربی فعلی گروه سرود آباده ساخته شد و به عنوان یکی از جاوادنه‌های سرود در اذهان مردم ایران ثبت شد. این سرود بسیار زیبا و تاثیر گذار بود و بنده هم به نوبه خود در این زمینه قدم هایی را برداشتم. در مورد سرود رضا رضا با آستان قدس رضوی تماس گرفتم و توضیحاتی را در مورد این سرود به امور فرهنگی آستان قدس رضوی دادم. حتی با صداوسیمای مشهد هم تماس گرفتم و گفتم: من از آباده زنگ می‌زنم و امام جمعه آباده هستم. شاید آن ها تعجب کردند که آخوند را چه به سرود و موسیقی! من هم توضیح دادم؛ ما در آباده گروه سرود زیاد داشتیم و داریم و سرودشناس هستیم، می‌خواهیم اگر تمایل دارید سر قفلی سرود جدیدی را که به نام امام رضا علیه‌السلام است، به شما بدهیم و از صدا و سیمای مشهد روی آنتن برود. گفتند باید کاست آن را برای ما بفرستید تا بررسی کنیم. ما هم کاست این سرود بلافاصله پست کردیم. سه، چهار روز بعد با من تماس گرفتند و گفتند بچه‌های گروه سرود بیایند مشهد برای ضبط تلویزیونی. خلاصه بچه‌ها رفتند مشهد و وقتی این بچه‌ها می‌خواستند با  وسایل و آلات موسیقی به حرم بروند اجازه نمی‌دهند. آقای واحدی -مجری برنامه صبح بخیر ایران- در هتلی که گروه سرود مستقر بودند، اسکان داشتند و در همین گیرودار در جریان سرود قرار می‌گیریند. صبح زود آقای واحدی به مسئولین گروه سرود گفته بودند بیایید، من خودم از برنامه صبح بخیر ایران سرود شما را زنده روی آنتن می‌برم. نمی‌خواهد به صداوسیمای مشهد بروید. صبح زود بچه‌ها را به صحن نو برده بودند، کنار ایوان طلا، البته بدون ابزاروآلات موسیقی. همه مردم هم جمع شده بودند. به من هم زنگ زدند که می‌خواهد پخش بشود. خیلی زیبا و سر ضرب خواندند. این سرود در روز میلاد امام رضا(ع) از رسانه ملی پخش شد و به علت استقبال گسترده مردم از این سرود و تقاضا برای پخش مجدد، در آن روز بارها از تلویزیون پخش شد.

 

شهر آباده و سرودهای انقلابی

عیدهای نوروز مثل همه شهرهای دیگر، در آباده یک بروشوری چاپ می‌کردند و با شکلات و نقشه بین مسافران نوروزی که به آباده می‌آمدند و یا به شیراز می‌رفتند این‌ها را توزیع می‌کردند. در این بروشور آثار باستانی آباده را معرفی می‌کردند که مثلاً آباده چی دارد. در سال 90 من جلوی این کار را گرفتم و گفتم این روش برای مردم تکراری است و ارزش فرهنگی خود را از دست داده است. بالاخره شهر یک چیز دیگری هم دارد. مسئولین ستاد استقبال از مسافرین نوروزی گفتند چه کنیم؟ گفتم: این شهر از سال 60 تا کنون که سی سال می‌گذرد گروه سرود دارد. همه ماشین‌ها هم ضبط صوت دارند بنابراین سی دی سرود بچه‌های آباده را تکثیر کنید و به مسافرین نوروزی هدیه دهید. به هر حال این سرودها میراث فرهنگی آباده است و تمامی مردم ایران از این سرودها خاطره دارند از سرود مادر برام قصه بگو تا سرود رضا رضا. آن سال این کار صورت گرفت و مردم استقبال خوبی از این کار کردند

 

محمد مهدی رحیمی

 

منبع:مجله راه 

نظرات

معرفی سوژه
همکاری با ما
ثبت نام در دوره