×
اطلاعات شما


اطلاعات سوژه / افراد

×

×

تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۳

مسعود ملکی

اهمیت تاریخ شفاهی فرهنگ و هنر انقلاب

شق سومی از تاریخ انقلاب که به یک معنا تثبیت کننده و عامل پویایی فضای فرهنگ عمومی دهه 50 و دهه60 بوده است جریان مویرگی، گسترده و مردمی فرهنگی- هنری در جریان انقلاب است که ما از این به تاریخ شفاهی فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی تعبیر می کنیم.

اهمیت تاریخ شفاهی فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی

غالب کارهایی که در حوزه تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در حال انجام است یا تاریخ سیاسی است یا شخص محور کار شده که جمع آوری این نوع خاطرات نیز بیشتر تمرکز روی خواص بوده است و نه توده مردم.

قسم دیگر فعالیت‌های تاریخ شفاهی اختصاص به دفاع مقدس دارد که سازمان‌ها و نهادهای مختلفی ثبت و جمع‌آوری و انتشار این حوزه از تاریخ انقلاب را به عهده دارند. البته رویکرد کلی در این نوع فعالیت‌های تاریخ شفاهی دفاع مقدس باز هم متمرکز بر صحنه‌های نظامی و رزمی جنگ است که متاسفانه کارهای نشده در این حوزه نیز بسیار زیاد و برخی منابع هم در حال از بین رفتن است و نیاز به یک طرح نهضتی و اورژانسی جهت نجات این گنجینه های  تاریخی است.(مثل پدر و مادر شهدا و جانبازان)

اما شق سومی از تاریخ انقلاب که به یک معنا تثبیت کننده و عامل پویایی فضای فرهنگ عمومی دهه 50 و دهه60 بوده است جریان مویرگی، گسترده و مردمی فرهنگی- هنری در جریان انقلاب است که ما از این به تاریخ شفاهی فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی تعبیر می کنیم.

این بخش تاریخ انقلاب که تاریخ جبهه فرهنگی انقلاب است کلا مورد توجه قرار نگرفته و متروک مانده  است. جریان فرهنگی که انقلاب را به ثمر رساند و تثبیت کرد، فضای دهه 60 را مدیریت کرد، نسل دهه 50 و دهه 60 را تربیت کرد و همه و همه توسط جریان مردمی آن دوره مدیریت شد. اما در حال حاضر تقریبا چیزی با سرفصل تاریخ فرهنگ و هنر انقلاب مورد توجه پژوهشگران و مسئولان قرار نگرفته است.

جریان مردمی‌ئی که در مساجد، مدارس، پایگاه‌های بسیج، نمازهای جمعه، …  با ابزارهایی چون سرود، موسیقی و تئاتر، طراحی، گرافیک و نقاشی‌های دیواری و کاریکاتور، مداحی‌های انقلابی، مستندسازی و پخش فیلم، جزوات و نشریات، سفرهای جهادیِ محرومیت‌زدایی ، جهاد سازندگی و پشتیبانی جنگ، نهضت سوادآموزی و بسیاری فعالیت‌های تربیتی ذیل مربی‌های پرورشی مدارس جزیی از جریان مهم و تاثیرگذار فرهنگ و هنر انقلاب به شمار می رود.

جریان فرهنگی که ذکر شد از برخی جهات ویژگی‌های منحصر به فردی دارد چرا که، همه ایران اعم از روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ نسبت به تولید و عرضه و مصرف محصولات فرهنگی و هنری سهیم بودند. غالب مردم هر یک به نوعی در جریان فرهنگی منتهی به انقلاب و همچنین فضای بعد از آن سهیم بودند. چه در تولید و چه در عرضه و چه در مصرف.

در جریان تولیدات فرهنگی و هنری انقلاب آثاری در حوزه‌های مختلف تولید شده‌ است: آثار موسیقی و ترانه، مستند و سینمایی، پوسترها و نقاشی‌های دیواری، نمایش‌نامه‌ها و نمایش‌ها و هزاران نشریه، جزوه، نوا و مداحی و آثار هنری دیگر مستقلا قابلیت پژوهش‌های جداگانه هم در ساخت و هم در اثرگذاری دارند.

متاسفانه خیلی از سوژه‌های تاریخ شفاهی فرهنگی و هنری انقلاب؛ مثل فعالان مسجد یا مربیان پرورشی ، مربیان سرود و هنرمندان دیگر اصلا خودشان را سوژه تحقیق تاریخ شفاهی نمی‌دانند چرا که بی اعتنایی رسانه‌ای به آنها موجب شده خودشان هم باور کنند که چیزی نیستند و کاری انجام نداده اند و به ترتیب اسناد فرهنگ و هنر انقلاب از بین می روند.

 

اما دشمن در این غفلت ما در حال چه کاری است؛

جریان ضد انقلاب به شدت در حال ثبت و جمع آوری تاریخ شفاهی فرهنگ و هنر انقلاب است و در این زمینه سرمایه گذاری کرده است اما آن چیزی را روایت می کند که خود می خواهد. جریان ضد انقلاب آنچه که در بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و برنامه‌های مختلف شبکه من‌وتو دنبال می‌کند همین است. این شبکه ها صدها ساعت مستند و خبر در مورد فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی تهیه کرده اند . از طرفی چهره‌های درجه 3 و 4 فرهنگ مبتذل دوران پهلوی را به عنوان اسطوره‌های فرهنگ و هنر ایران معرفی می کنند و از طرفی هنرمندانی که اثری درباره انقلاب تولید کرده اند را تحقیر می کنند و این یعنی یک حرکت اساسی در راستای قلب ماهیت انقلاب اسلامی. انقلابی که به گواه تاریخ و اسناد کاملا فرهنگی و دینی بوده است؛ پس این تهدید که از جانب دشمن، ضدانقلاب و روشنفکران داخلی در حال سازماندهی است یکی از ضرورت‌های جدی پرداختن به  فرهنگ و هنر انقلاب است؛ چه این که با تاریخ فرهنگ انقلاب از ماهیت خود انقلاب اسلامی حراست و حفاظت می‌کنیم.

 

جمع آوری و ثبت تاریخ شفاهی فرهنگ و هنر به چه کار می آید؟

اولا تاریخ به ما هو تاریخ اهمیت دارد. وقتی که آن همه فعالیت‌های عظیم انجام شده در دهه 60، ثمرات ارزشمندی داشته است چرا نباید ثبت و بازنشر شود!

دوما استفاده از تجربیات ، تلخ و شیرینی‌های گذشته به عنوان عبرت‌های تاریخی و الگو بسیار اهمیت دارد، چه اینکه بسیاری از حرکت‌ها و سازوکارهای گذشته به عنوان مدل و الگوهای قابل تکرار برای نسل امروز قابل استفاده است.

سوما خروجی‌های دراماتیک و هنری و رسانه‌ای که می‌توان از ماجراها و خاطرات گذشته استخراج و نشر کرد. در تاریخ فرهنگ و هنر انقلاب سوژه‌هایی وجود دارد که می‌توانند سینمای ایران را متنوع‌تر و جذاب‌تر نمایند. در حوزه رمان، داستان هم به همین گونه است.

در سطح آخر، استفاده‌هایی که تاریخ فرهنگ و هنر انقلاب به تحول در علوم انسانی می‌دهد؛ به این معنا که انسانی که در نتیجه انقلاب اسلامی از تعلقات تفکر راست و چپ موجود در آن دوره گسسته و تعریف جدیدی را از خود، دنیا و رسالت‌های خود می‌دهد، مفاهیم جدیدی را تعریف می‌کند و حسب این تعاریف و رسالت‌هایش کنش منحصر به فرد خود را در نهادهای تازه تاسیس انقلاب به ظهور می‌رساند خود مقدمه‌ای بر علوم انسانی انقلاب اسلامی است؛ کارها و کنش‌هایی که در جهاد سازندگی و مدارس و مساجد شده است تحول جدی‌ئی را در رشته‌های علوم تربیتی، جامعه شناسی، اقتصاد و فلسفه نوید می‌دهد.

 

اما در پایان

با این وصف دهه 90 دهه پایانی ، ثبت هویت فرهنگی انقلاب به شمار می‌رود و متاسفانه تحرک جدی ا‌ی از سوی نهادهای تصمیم‌گیر و اجرایی دیده نمی‌شود. همه این اضطرارها ما را به مردمی کردن نهضت جمع‌آوری و ثبت خاطرات مردان فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی رهنمون می‌سازد.

نظرات

معرفی سوژه
همکاری با ما
ثبت نام در دوره