×
اطلاعات شما


اطلاعات سوژه / افراد

×

×

تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۳

وبلاگ مهرمانا

درباره مستند ننه قربون

روز پنج شنبه اول تیر ، در مرکز فیلم سازان جوان سینمای انقلاب ، واقع در تهران ، مستندی به نام ننه قربون ، برای اولین بار به نمایش در آمد . این فیلم به سفارش مرکز فرهنگی میثاق ساخته شده و مدت آن چهل و چهار دقیقه است . آقای یاسر عرب ، این مستند را ، کارگردانی و فیلم برداری کرده است .

فیلم، بسیار تکان دهنده و تاثیرگذارو جان خراش است . آن قدر که در زمان دیدن بعضی پلان هایش ، قلبم تیر می کشید و از خودم سوال می کردم که آیا اکران عمومی آن امکان خواهد داشت ؟

بعد از پایان جلسه ، مدت زیادی در خیابان راه رفتم و فکر کردم ؛ به این که خیلی از ما بینندگان فیلم ، با این همه ادعای اهل قلم بودن و به روز بودنی که داریم وبا این کلاس همه چیز دانی که برای خودمان می گذاریم ، چرا در مورد موضوع این فیلم ، قبلا چیزدر خوری نمی دانستیم ؟ و این که ما کجاییم و این ها کجا ؟ و این که گاهی انسان در مقابل عظمت روحی بعضی ها ، چه قدر احساس کوچکی می کند و این که …

مستند ننه قربون ، راوی حکایت غریبی است که در زمان جنگ ، در پشت جبهه و به دست زنانی به ظاهر ، بسیار معمولی و ساده ، رقم زده شده است . زنانی که بدون هیچ ادعایی از زندگی و جوانی و سلامت خویش ، مایه گذاشتند تا گمنام ترین حماسه سازان دفاع مقدس باشند .

نه کسی می شناسدشان و نه کسی اسمشان را شنیده و نه کسی می داند که آن ها وجود دارند ! در حالی که آثار وجودی شان ، مانا و جاودان است !

داستان این است که با آغاز جنگ ، همه روزه ،بچه های تدارکات سپاه ، تعداد زیادی از لباس های خونی یا کثیف یا غیرقابل استفاده رزمندگان و مجروحین و شهدا را به جایی در حوالی سه راه خرم شهر در حوالی اهواز حمل کرده و در آن جا آتش می زدند . اما آیت الله جزایری ، امام جمعه وقت اهواز و بعضی دیگر ،می گویند که این کار خیلی اسراف است و باید فکری برای این مسئله کرد .

قبل از جنگ ،جایی به نام چای خانه سنتی دراهواز بوده که درزمان جنگ ، تبدیل می شود به پایگاه شهید سید حسین علم الهدی . تعدادی خانم داوطلب می شوند که در این پایگاه گرد هم آمده و این لباس ها را شستشو داده و خشک کرده ودر صورت لزوم ، رفو و تعمیر کنند و دوباره برای استفاده به جبهه بفرستند و این می شود آغاز داستان عجیبی که شاید باورش برای خیلی ها مشکل باشد .

رخت شوی خانه و خیاط خانه ای درست می شود و آن ها که خیاطی بلد بودند ، چرخ خیاطی هایشان را هم از خانه می آورند و دست به کار می شوند . تدارکات جبهه ، هر روز ، تعداد زیادی لباس راکه آغشته به خون و گل و خاک بود، به این پایگاه که به چای خانه معروف شده بود ، می آوردند و البسه تمیز و رفو شده را ، برای استفاده مجدد به جبهه باز می بردند .ننه قربون ، یکی از خانم های بسیار فعال و تاثیر گذار این مجموعه بوده که اکنون به رحمت خدا پيوسته است .

معمولا پس از عملیات بزرگی که در جبهه ها انجام می شد ، ارتفاع البسه آورده شده به چای خانه به چندین متر می رسید ؛ لباس هایی که بیشترشان خونی ، شلوارهایی که بدون پا و پیراهن هایی که بدون دست بود …

لباس هایی که بعضا هنگام شستشو در بین آن ها ، تکه هایی از اعضای بدن انسان ، یافته می شد ؛ تکه ای از انگشت یا جگر یا دست یا پا یا روده …. تکه ای از کاسه سر که دست زنی را هنگام شستشو خراش می داد …. لباس های خونی که آب را در طشت های بزرگ رخت شویی غرق در خون می کرد و آن هم نه یک بار و دو بار بلکه چندین بار….

مادری که هنگام شستشوی لباس خونی و پاره پاره شده ای می فهمید که این لباس پسر رزمنده اش است و مطمئن می شد که پسرش شهید شده ؛ اما کارش را رها نمی کرد….

شب حمله غواص ها …. رزمنده هایی که آن شب ، قبل از حمله ، حنا بندان گرفتند و به ناخن های دست وپایشان حنا زدند …. تکه انگشت های دست و پای حنا زده در بین لباس ها….

گرمای بالای پنجاه درجه اهواز …. بدون کولر …. بدون هیچ وسیله سرمازا …. زنانی که از فرط گرما ،چند ثانیه به داخل یخچال بزرگ غذا پناه می بردند و دوباره کار را از سر می گرفتند ….

حملات شیمیایی به رزمندگان …. لباس رزمندگان شیمیایی…. آلودگی شیمیایی و زنانی که سال هاست مبتلا به مشکلات تنفسی و پوستی شده اند و نامشان در هیچ فهرست کمکی گنجانده نشده…. ای خدا…. ای خدا….ای خدا….

امام خامنه ای ، در آن زمان ،در حالی که لباس رزم بر تن دارند ، از این مرکز دیدار می کنند ودر دفترچه یادبود آن می نویسند : اکنون یکی از جلوه های عظیم سازندگی و جهاد فی سبیل الله را در برابر خود مشاهده می کنم …. آن جا که ایمان و اخلاص به میدان می اید ، همه چیز تمام نشدنی می شود….

و خانم منیره گرجی که در آن زمان نماینده مجلس خبرگان بودند، برای دیدار می آیند و خانم ها می گویند : این جا بزرگ و کوچک نداریم و همه باید کار کنند و خانم گرجی می نشیند پای طشتی و شروع می کند به لباس شستن ….

در سال های اخیر ، بر روی آثار به جا مانده از چای خانه سنتی و پایگاه شهید علم الهدی ، سالن پذیرایی و رستورانی ساخته شده ؛ اما این کار با اعتراض خیلی ها مواجه شده است .

خانم هایی که در آن سال ها در چای خانه کار می کردند ، طوماری برای امام خامنه ای ارسال کرده اند ؛ به این مضمون :

ما شهادت می دهیم که هنگام شستشوی لباس های رزمندگان و شهدا ، تکه هایی از بدن این عزیزان را در بین این لباس ها پیدا می کردیم و ان تکه هایی را که استخوان داشت ، غسل داده و کفن کرده و در مکان چای خانه ( پایگاه شهید حسین علم الهدی) دفن کرده ایم و حالا برای حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس ، خواهان حفظ این مکان به شکل قبلی آن هستیم ….

نظرات

معرفی سوژه
همکاری با ما
ثبت نام در دوره