×
اطلاعات شما


اطلاعات سوژه / افراد

×

×

تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۳

علیرضا کمری

مراجعت به جنگ از منظر اكنون

مراجعه یا بازگشت به رویدادی كه ـ در شأن و ظرفِ زمان وقوعش ـ در گذشته رخ داده از موضع و منظرِ اكنون امكان‌پذیر است؛ اما این رجوع و بازگشت مع‌الواسطه و ذهنی است و بازگرداندن عین واقعه ناممكن است. رجوع به گذشته، اكنون‌نگریِ امر سپری شده است.

در نسبت میان اكنون و گذشته و نوعِ رجوع لطیفه‌ای هست بایسته‌ی تأمل؛ رفتن به گذشته یا گذشته را به حال آوردن. كدام‌یك منظور و مراد ماست؟ رفتن به گذشته غالباً با احیاء و اعاده‌ی خاطرات و آمیزه‌ای از خیالات شكل می‌گیرد، و در پیش آوردن گذشته به نقدِ حال نقش قوه‌ی فاهمه پُررنگ است. مع هذا حتی در بازگشت خیال‌مندانه به گذشته تأثیر اكنون را انكار نمی‌توان كرد. اگر حال و اكنون به‌درستی فهم و ادراك نشود نه گذشته، بلكه آینده نیز مفهوم نمی‌تواند شد. گذشته علی‌الدوام و بی‌انقطاع، در حال‌های مستمر بازیابی و بازخوانی و بازنمایی می‌شود. این بازیافت‌ها و بازخوانش‌ها و بازنمایی‌ها براساس بازمانده‌های واقعه یا پدیده و از معبر ذهن و زبان بازكاونده‌ی رویداد پردازش و بازگو (روایت) می‌شود. واژه‌ی «الهام» كمی تا قسمتی تأویل‌پذیر است؛ یكی از چند معنای الهام تأثیرپذیری روانی، عاطفی، ذهنی و بالتبع رفتاری و بلكه اندیشگانی و فرهنگی است. یكی از پدیدارهای قابل مطالعه‌ی دوران دفاع مقدس، پیدایی فرهنگ جبهه و جنگ و آموزه‌هایی است كه می‌تواند مَحل اعتنا و الهام واقع شود و انسان اكنون و آینده را در مواجهه‌های گونه‌گون متذكر و راه‌گشا باشد.

بسیاری از این رجوع‌ها خیال‌مندانه، آرزوخواهانه و خاطره‌گونه و با احساس غربت از (در) وضع اكنون رخ می‌دهد. یكی از دلایل بازگشت به گذشته اعراض از اكنون و تعریض به حال حاضر است. مقدم بر عبرت‌گرفتن از تاریخ، وجود تاریخ است و لازمه‌ی وجودِ تاریخ، بودن اندیشه‌ی تاریخ‌فهمی و تاریخ‌اندیشی است. معلوم نیست كه آیا فهم دقیق و درستی از تاریخ وجود دارد یا نه. یكی از نشانه‌های بود و نبود تاریخ‌فهمی را در اعتنای ما به «عقل»، «اندیشه» و «حریّت» می‌توان معاینه كرد. تردید دارم در این كه بتوانیم به ساحت تاریخ به ما هو تاریخ برسیم، بدون رعایت این مناسبات.

اما می‌خواهند و می‌خواهیم یاد آن دوران، یعنی جنگ/ دفاع مقدس زنده بماند، بپاید و تداوم یابد. تداوم این یاد راه‌كارهایی دارد كه بخش مهمی از آن را می‌شود در مناسكی‌شدن و بهره‌گیری از زبان نمادین مشاهده كرد. خیلی وقت‌ها این سوق دادن‌ها یا سوق یافتن‌ها صورت و سامان تَشبُّهی و تَقرّبی دارد؛ خواه‌ناخواه كسانی كه در معرض و مسیر گزاره‌ها و نشانه‌های این دوران واقع می‌شوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند؛ مسئله این است كه این تأثیر‌پذیری چقدر مانایی و دوام دارد و چه‌قدر می‌تواند فرهنگ عمومی جامعه را جهت بدهد یا تقویت و بلكه غنی كند.

امكانش محال نیست، گرچه بسیار دشوار است. یكی از الزامات این امكان، ایمان به حضور مرگ در آنات زندگی است. در صورتی می‌توان به سیاق روزهای جنگ زیست كه جنگ را از مصداق عینی‌شده‌ی جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق به جبهه‌ی مواجهه‌ی همیشگی خود با خود تعمیم و تسرّی داد.

نگاه‌ها به آن عهد متفاوت است. یكی آن دوران را روزگار عُروج و ملكوت می‌داند و دیگری به مخاطره‌افتادن زندگی؛ اما چگونه نگریستن به جنگ/ دفاع مقدس برای چگونه عمل‌كردن اكنون ما بسیار اهمیت دارد، مسئله در چگونگی نگرش به جنگ است. اما نگاه غالب به جنگ اكنون فرهنگی معنوی ارزشی و مآلاً تبلیغی رسانه‌ای و خصوصاً مناسبتی است. برگزاری یادواره‌ها و … عمدتاً در همین مسیر انجام می‌شود و كاركرد آن‌ها هم به شرح ایضاً.

نظرات

معرفی سوژه
همکاری با ما
ثبت نام در دوره