×
اطلاعات شما


اطلاعات سوژه / افراد

×

×

تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۳

سید جواد سجادی

بررسی نقش زنان در دفاع مقدس

چهره‏شان عجیب بود. روسری‏های سرمه‏ای و کِرم رنگ پوشیده بودند و لباس بلندی بر تن داشتند. سرمه چشمانشان گرد و غبار و اشک، سرخی لب‏هایشان از خشکیِ تشنگی، و گونه هایشان آفتاب زده و سوخته بود. عطرشان بوی باروت می ‏داد و گردنبندی از پوکه به گردن داشتند. با تحمّلی شگفت آور سلاح در دست می‏ گرفتند، یا کوله‏ای از تدارکات و مهمات و… را با آن سنگینی بر دوش می‏ انداختند. زیورشان اسلحه شان بود، یا دوربین عکاسی ‏شان، یا ضبط صوت و جعبه مهمّات و جعبه کمک‏های اولیه… و اکنون نیز قلمشان زیبنده‏ترین زینت آن‏هاست. ابهت ‏شان چشم مردان را می‏گرفت و سوزن در دستشان، تیری بود بر قلب دشمن. نُقل عروسی‏شان گلوله بود؛ شاهد عقدشان شهدا؛ ضامن عقدشان امام (ره)؛ شرط ازدواجشان همراهی در سیر و سلوک و مدّت ازدواجشان شاید تا چند لحظه دیگر… .
و زنان جنگ، چنین بودند.

 

مقدمـــه

بياييد به سرزمين عشق و عرفان سفر كنيم ؛ سرزميني كه تجلي گاه شكوه ايثار است ؛ سرزميني كه همه يكرنگي و اتحاد است. اين جا سرزمين عشق و ايثار و فداكاري است. اي قلم ها! بدون وضو در اين حـريـم مـقـدس وارد نـشويد. اي هـمسـفران ! لازمـه ي ورود به اين سـرزميـن ، داشـتـن دل هايـي پـاك و بي آلايش است. حرمت و قداست اين سرزمين بسيار زياد است. اين سرزمين متعلق به شيرزنان عارفي است كه در هشت سال دفاع مقدس ،حماسه ها آفريدند. آن ها با توكل به خداوند و با تأسي به حديث متواتر و شريف الثقلين به دو امانت گران بهاي الهي چنگ زدند و آن را الگوي و سرمشق خود ساختند. بياييد به اين سرزمين روحاني سفر كنيم ، تا بسياري از حقايق را دريابيم ؛ سرزميني كه همه نور خداست و عظمت خدا را به وضوح مي توان در آن مشاهده كرد ؛ سرزميني كه معناي واقعي عبادت ، عشق ،شوق نيايش ، نماز ، محبت ، مشاركت ، خلوص ، انفاق ،گذشت ، ايثار جان ، خداشناسي و هزاران خصلت زيباي ديگر را در حد كمال در خود جاي داده است ؛ سرزميني كه از هر گوشه و كنار آن مي توان هزاران نكته ي اخلاقي و اجتماعي آموخت ؛ سرزميني كه ساكنان آن همه به ريسمان الهي چنگ مي زنند و به انگيزه ي تعبد نسبت به فرمان الهي و به قصد وصول به مقام فناء الي الله حركت كردند. اينان سبقت گيرندگان جهاد و شهادتند و شهادت را نزديك ترين راه تقرب به ذات احديت مي دانند. در سرزميني كه سراسر وحدت و عشق است ،همه به دنبال يك هدف مي گردند و آن رضاي خداست و در اين صحنه ، همه در تلاشند تا گوي سبقت را از ديگران بربايند. آري ، سخن از شير زناني است كه از همان روزهاي نخست كه رژيم بعث عراق به میهن اسلامی مان هجوم آورد ، همدوش مردان فرياد «هل من ناصر ينصرني» حسين زمان خويش را لبيك گفته و وارد صحنه هاي نبرد شدند. زنان متعهد و مؤمن كشورمان همانند دريايي خروشان به سوي مقصد نهايي (رضاي خداوند) حركت كردند.
سرّ اینکه اباذر در مبارزه شهره ی آفاق است، برای آن است که مبارزات قولی و عملی او در کتاب‏ها به ثبت رسید و در سخنرانی‏ها طرح گردید. سرداران جنگ تحمیلی نیز چنین بودند. از همّت و چمران و باکری‏ها و بابایی‏ها و…. سخن‏ها گفته شد. امّا زنانی هم بودند که چه در صدر اسلام و چه پس از آن، اباذر گونه، هم در صحنه جنگ حضور داشتند و هم برای روحیه دادن به نیروهای اعزامی و رزمی از آیات و احادیث رسول خدا) صلی‏علیه‏وآله‏وسلم) استمداد می‏نمودند و دعوت و رهبری آن‏ها بر محور قرآن کریم بود.
اگر کارهایی که زنان، در جنگ‏ها و صحنه‏های سیاسیِ اسلام کردند، ده‏ها بار گفته می‏شد، به صورت فیلم تبلیغی درمی‏آمد و کتاب‏ها در این زمینه نوشته می‏شد، آنگاه مشخص می‏گشت که زن‏ها در پیشبرد دین چه در صدر اسلام و چه پس از آن همچون اباذر و مالک اشتر بودند.
زن هم می‏تواند مسأله جهاد را به عهده بگیرد، چرا که جهاد، تنها در سنگر بودن و تیراندازی کردن نیست. کمک‏های تدارکاتی پشت جبهه و متن جبهه، امور مربوط به نقشه برداری، دیده بانی و … بخش‏های مهمی از جهاد به شمار می‏رود، که زنان می‏توانند آن‏ها را به عهده بگیرند.
زن از فیض جهاد محروم نیست. اگر کشوری در حال جنگ و دفاع است، و از طرف بیگانگان تهدید می‏شود، زن نیز باید دفاع کند و لازمه دفاع آموزش دیدن است. در هیچ یک از این مسائل، زن را محروم نکرده‏اند، بلکه در اکثر دشواری‏ها و امانت‏داری‏ها، در بسیاری مصائب و مشکلات، زن همتای مرد است.(1)
مشارکت بانوان در دفاع مقدس، از اهمیت به سزایی برخوردار است، زیرا از جهت کمیّت، حدود نیمی از آحاد جامعه را زنان تشکیل می‏دهند و مشارکت زن، یعنی هماهنگی نیمی از نیروهای جامعه در راستای یک هدف .
در اینجا ما به یاری خداوند متعال تلاش داریم تا گوشه ای از فعالیت های زنان را در هشت سال دفاع مقدس به عرصه ظهور بگذاریم .

 

فصل اول:نقش زنان در صدر اسلام

نقش زنان در صدر اسلام در دفاع، امری انکارناپذیر و مالامال از ایثاری آگاهانه، تقدیمی عاشقانه و روحی مخلصانه است.
بزرگترین مدافع زن در صدر اسلام، فاطمه (علیهاالسلام) است. ایشان به همراه گروهی از زنان در جنگ احد شرکت کردند. حضرت زهرا (علیهاالسلام) و چهارده زن دیگر، عهده دار حمل آذوقه و آشامیدنی، مراقبت از مجروحان و آب رسانی به تشنگان بودند. در همین جنگ ایشان از رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله) و علی (علیه‏السلام) پرستاری و مراقبت نمودند.
زنان دیگری نیز در صدر اسلام برای دفاع از عقیده، ایمان، و دین و کیان خود نقشی به سزا داشته‏اند. اولین شهید زن در اسلام، سمیّه است؛ مادر عمار یاسر. صفیه دختر عبدالمطلب و عمّه بزرگوار پیامبر در جنگ احد سر یک یهودی را با شمشیر از تن جدا کرد، آسیه در مداوای مجروحین و انتقال شهدا سهم به سزایی داشت و یک نیروی رزمی بود. ام عمّاره در جنگ حنین یکی از دشمنان را با ضربات شمشیر از پای درآورد.
پیامبر اکرم همواره در جنگ‏ها تعدادی از زنان را به همراه داشت، که وظیفه آبرسانی به بیماران و مداوای آن‏ها را بر عهده داشتند.
نسيبه بنت کعب از جمله زناني بود كه در بيعت عقبة ثانيه با پيامبر بيعت نموده بود. او در بحرانهاي مختلفي كه براي حكومت اسلامي پيش آمد حمايت حقيقي خويش را از پيامبر (ص) به اثبات رساند. در جنگ احد مسؤوليت آبرساني به مجاهدين را به عهده داشت . در اين جنگ وقتي دشمن از گذرگاهي كه عده‌اي به طمع جمع‌آوري غنايم از آن غافل شده بودند هجوم آورد، مردان سست پيمان فرار را بر جهاد ترجيح دادند و تنها حدود 10 نفر باقي ماندند تا از پيامبر دفاع كنند. يكي از اين ده نفر نسيبه بنت كعب بود او مشك را به زمين انداخته. با سلاحي كه فراريان ترسو بر زمين نهاده بودند به دفاع از جان پيامبر مي‌پردازد در اين دفاع قهرمانانه جراحات بسياري توسط دشمن به او وارد مي‌آيد كه تا آخر عمر خدا را بر آن نشانهاي افتخار حك شده بر بدنش شكر مي‌گفت. از خود نسيبه نقل شده كه وقتي جان پيامبر (ص) را در معرض خطر ديدم با شمشير از حملات دشمن جلوگيري مي‌كردم و گاهي هم تيراندازي مي‌نمودم ، ناگاه متوجة حملة يكي از مشركين به پيامبر (ص) شدم، همراه با مصعب او را از حركت به سوي رسول خدا (ص) باز داشتيم، ولي او ضربتي بر من زد كه تا يك سال اثر آن بر شانه‌ام باقي ماند. پيامبر (ص) كه متوجه زخم شديد شانة من شده فورا يكي از پسرانم را صدا زده، فرمود: زخم مادرت را ببند. وقتي پسرم زخم مرا بست دوباره برخاستم و به دفاع از پيامبر مشغول شدم در همين هنگام متوجه زخمي شدن يكي از پسرانم شدم فورا با پارچه‌هايي كه براي بستن زخم مجروحين آورده بودم زخم او را بستم و به او گفتم: برخيز و از پيامبر (ص) دفاع كن.
مطلب قابل تأمل در این داستان، نحوة برخورد پيامبر با دفاع قهرمانانه اين زن از ايشان است كه نه تنها در تاریخ هيچگونه منع يا نهي‌اي از پيامبر (ص) در بارة اين كار نسيبه نمي‌بينيم، بلكه مي‌بينيم كه بعد از اتمام جنگ وقتی حضرت به مدينه بازگشت شخصي را به خانة نسيبه فرستاد تا از وضعيت جسماني او به ايشان گزارش بدهد و از خبر سلامت او خوشحال گرديد. نسيبه از پيامبر خواست تا دعا كند خدا او را در بهشت ملازم آن حضرت قرار بدهد. پيامبر در حق او دعا فرمود و گفت: خدايا اينها را در بهشت رفيق من قرار بده.
در برخي از روايات آمده است از جمله كساني كه به شرافت همراهي حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه نايل مي‌آيد و اخلاص خويش را دوباره در تاريخ اثبات مي‌كند نسيبه است كه به رجعت به دنيا در زمرة ياران حضرت قرار خواهد گرفت و به مداواي مجروحين مي‌پردازد.
در جريان خندق، هنگامي كه مسلمين در كنار خندق هایي اطراف مدينه در حال دفاع از شهر بودند، در داخل مدينه،‌ زنان و فرزندان مشغول دعا براي آنان و حامي معنوي ايشان بودند، امّا ناگهان تعدادي از زنان متوجه حضور مردي يهودي شدند كه به قصد خيانت و جاسوسي به داخل شهر رخنه كرده بود. صفيّه بنت عبدالمطلب از حسان بن ثابت، مرد شاعر مسلماني كه همراه زنان در شهر مانده بود تقاضا كرد كه دشمن خائن را به قتل برساند ولي حسان جرأت نكرد اين كار را بكند. صفيّه هم بي‌هيچ هراسي او را به قتل رسانيد و این کاراوسبب شد تا يهوديان از آنجا متفرق شوند و دشمن داخلي نتواند كاري از پيش ببرد.
از شجاعت ها و دلیری های زنان در صدر اسلام داستانهای بسیاری وجود دارد که ما در اینجا فقط به ذکر تعدادی از آنها پرداختیم.

 

فصل دوم :سهم زنان در جنگ هشت ساله ایران و عراق

بحث مهم زنان در جنگ ایران در سه مقوله اصلی می‏گنجد:
1- فعالیت زنان در پشت جبهه
2- حضور زنان در میدان نبرد و خط مقدم
3- نقش زنان در حفظ آثار و ارزش‏های دفاع مقدس پس از پایان جنگ

-1فعالیت زنان در پشت جبهه

 

الف : تقویت روحیه ی رزمندگان

مساعدت زنان در پشت جبهه، طیف گسترده‏ای از فعالیت‏ها را در برمی گیرد. از جمله:
تقویت روحیه رزمندگان برای حضوری هر چه پرشورتر در جبهه‏ها و تشویق مداوم آنان، یکی از مهمترین و بارزترین فعالیت‏های زنان در ایام جنگ تحمیلی بود . حضور چشمگیر خواهران و همسران و مادران رزمندگان در هنگام بدرقه آنان، دلیلی است‏بر این مدعا .
این ترغیب و تشویق تا جایی ادامه داشت که حتی گاهی این زنان نمونه، خود، پیشانی بندهای این مسافران را محکم کرده، کوله بار سفرشان را می‏بستند و آنان را مهیای اعزام به جبهه می‏نمودند، و گاه برای احیای این هدف متعالی، از احساسات، گذشته و آمال و آرزوهای جوانی‏شان را برای دفاع از آرمان‏های اسلام و رسیدن به پیروزی لگدمال می‏کردند .
گواه این مطلب آن که هیچ مادری حاضر نمی‏شود جگر گوشه‏اش را که با خون دل و اشک دیده پرورش داده است، به سوی دشمن راهی کند، لیک این مادران غیور، خود زمینه ساز حضور فرزندانشان در جبهه‏ها بودند .
گواه دیگر آن که هر زنی، طالب آن است که مرد زندگیش در کنار او باشد، تا هرگز احساس ترس و وحشت و دلهره بر او غلبه ننماید، اما در آن سال‏های آتش و خون، زنانی بودند که حتی چند ماه یک بار نیز قادر به دیدن همسرانشان نبودند و تنها دلخوشی‏شان نامه‏هایی بود که هر از چند گاهی به دستشان می‏رسید .
حال آن که گاه دیر رسیدن یا نرسیدن آن نامه‏ها نیز، شور و غوغای دیگری در دلهایشان بر پا می‏کرد و هزاران فکر و تصور به ذهنشان خطور می‏نمود . گاه گذشت چندین ماه از تولد فرزندانشان، بهانه‏ای بود برای یک ملاقات کوتاه و مختصر . . . اما این زنان صبور و هدفمند، حتی در شهر غربت و در آوارگــی‏ها و جـابه جایی‏های مـتوالی، لـب به شکوه نگشوده و مشتاقانه به اسـتقبال تمامی این سختی‏ها می رفتند . حتی گاهی خود به همسرانشان اصرار می‏نمودند که کمتر به خانه بیایند و معتقد بودند، حضور آنان در جبهه‏ها ضروری‏تر و مفیدتر است; چرا که حضور در جبهه، تکلیفی الهی و مهر تاییدی بر فرمان ولایت‏بود .
گاه دلتنگی‏های فرزندانشان را می‏شنیدند و دلداری شان می‏دادند، حال آن که در پشت پرده اشک‏آلود چشمانشان غربت و دلتنگی عمیقی نهفته بود که تنها به امید رسیدن به هدف، آن را مخفی می‏نمودند .
این کار نه کاری ساده بلکه هنری بزرگ، پیچیده و دشوار است. این کار نه باری سبک، بلکه خارج از محاسبه است که توانی برتر از توان عادی می‏طلبد و زنان نمایش‏دهندگان این هنر برتر بودند.
در این وادی به طور قطع باید گفت هر یک رزمنده که در جبهه‏های دفاع مقدس حضور دارد بیانگر حضور دو زن به ظاهر غایب در صحنه است. از یک طرف زنی که به عنوان مادر هویت او را شکل داده و از طرف دیگر، زنی به عنوان همسر که او را حمایت کرده و برای او آرامش خاطر آورده. به گونه‏ای که اگر عشق و حمایت آن دو زن نبود ،حضور مردان هم امکان پذیر نبود.
«بسياري از زنان ، همسران خود را حتي به قيمت از دست دادن همه ي لذات معمولي زندگي ، راهي ميدان مبارزه مي كردند و از فكرشان ، راهشان و آرمان هايشان دفاع مي كردند» چه بسيار خانواده هايي پس از شنيدن خبر شهادت فرزندانشان ، خدا را شكر كرده كه چنين موهبتي را به آن ها عطا فرموده و با حفظ روحيه ي خود به دلجويي از ديگران مي پرداختند و به كوري چشم دشمنان ، حتي روي جنازه ي فرزندانشان عطر و گلاب مي پاشيدند. زنان در طول دفاع مقدس ثابت كردند كه يكي از عوامل تقويت كننده ي روحيه ي رزمندگان و پشتيباني فرهنگي آن ها از جبهه ها بودند.

 

ب ـ کمک‏های نقدی و غیر نقدی

در دوران هشت سال دفاع مقدس، اگر چه بخش عظيمي از درآمد كشور در جهت تجهيز جبهه ها و رفع نيازهاي تداركاتي هزينه ميگرديد اما به لحاظ وسعت ميدان جنگ از شمالي ترين نقطه مرزهاي غربي تا جنوبي ترين نقطه آن، به علاوه تمامي پهنه آبهاي نيلگون خليج فارس، طولاني بودن مدت درگيري،محصاره اقتصادي و وضعيت نامطلوب اقتصاد داخلي، دولت نمي توانست آنچنان كه شايسته است تمام هزينه هاي پشتيباني جبهه را تحمل نمايد. بنابراين مداخله نيروهاي مردمي در امر پشتيباني جنگ بسيار ضروري و حياتي بود.
آن روزها حال و هواي خاصي در مملكت اسلامي ما حاكم بود. در ميان اين تكاپو ، نه تنها مادران تلاش مي كردند ، بلكه دانش آموزان نيز در سنگر مدرسه علاوه بر درس خواندن به تهيه و تأمين وسايل مورد نياز رزمندگان مشغول بودند.
در سال 66، شرایط خاصی در جبهه‏ها به وجود آمده بود. در دبیرستان دخترانه‏ای که من مدیر آن بودم، جهاد مالی اعلام شد. روز اول چند تن از فرزندان شهدا، انگشترهایی که پدرانشان برایشان خریده بودند، داوطلبانه به صندوق ریختند. دانش آموزی داشتیم که برادر شهیدش برای ازدواج خود یک انگشتر برای نامزدش خریده بود. او نیز آن را به جبهه اهدا کرد. (2)
چه بسيار مدرسه هايي كه به خاطر همين فعاليتشان مورد بمباران هوايي قرار گرفتند !نمونه اي از آنها دبيرستان دخترانه ي زينبيه ی شهرستان ميانه بود ، كه به خاك و خون كشيده شد و ده ها دختر جوان به فيض شهادت و درجه ی جانبازی نايل شدند.
مرحومه فهیمه بابائیان‏پور، همسر شهید غلامرضا صادق زاده، در نامه‏ای به همسرش، می‏نویسد: «دستم را از زیر چادر بیرون آوردم و یکبار دیگر برای آخرین بار به آن نگاه کردم. از دستم بیرونش آوردم و گفتم: می‏خواهم برای جبهه بدهم. برادری که در دکه ایستاده بود، گفت: چیه؟ طلاست؟ و بی اختیار نوار آهنگران را پشت بلندگوی دکه گذاشت. صدای آهنگران در میدان پیچید. اما من به خاطر می‏آوردم لحظات خوشی را که برای خریدنش صرف کرده بودیم. از این مغازه به آن مغازه. مغازه‏دار وقتی آن را آورد، گفت: عقیق این انگشتر یمنی است. تو خوشحال شدی و به عنوان تنها خرید ازدواجمان آن را خریدی. می‏خواستم به آن برادر بگویم: آری طلا است. تنها خرید ازدواجمان است. می‏خواستم بگویم که خیلی دوستش دارم. می‏خواستم بگویم که چند روزی در دستم کردم که خاطره‏اش در ذهنم بماند… برادر نوشت: انگشتر طلا با نگین دریافت گردید… . از دکه کمک به جبهه بیرون آمدم و پیش خود گفتم: یا زهرا (علیهاالسلام) قبول کن! (3)
خواهرم! تو چگونه به دنيا مي نگريستي كه هيچ چيز دنيا برايت ارزشی نداشت؟ تو حتی سرپناه خودت را فروختی و پول آن را براي تهيه ی آمبولانس رزمندگان پرداختی و تمام دارايی ات را براي جبهه اهدا نمودی. تو نه تنها درايی ات ، بلكه وجودت را نيز وقف اين كار كرده بودی

 

ج ـ آشپزی و تهیه موا